الشريف المرتضى ( مترجم : رحيمى )

49

تنزيه الأنبياء ( ع ) ( فارسى )

نخواهد داشت . برخى هم اين قرائت را ضعيف دانسته ، مىگويند : بايد مىفرمود : إنّه عمل عملا غير صالح « 1 » زيرا تقريبا نمىگويند . هو يعمل غير حسن « 2 » بلكه عموما مىگويند : هو يعمل عملا غير حسن « 3 » . امّا وجه مذكور ضعيف نيست زيرا بنا به قواعد و در صورت آشكار بودن معنى و عدم التباس مىتوان صفت را در جاى موصوف قرار داد . چنان‌كه گفته مىشود : قد فعلت صوابا و قلت حسنا « 4 » به معنى فعلت فعلا صوابا و قلت قولا حسنا « 5 » عمر بن ابى ربيعهء مخزومى در اين باب مىگويد : أيها القائل غير الصّواب * أخّر النّصح و أقلل عتابي « 6 » يا : و كم من قتيل ما يباء به دم * و من علق رهنا إذا لفّه الدّما و من مالئ عينيه من شيء غيره * إذا راح نحو الحمرة البيض كالدّما « 7 » يعنى و كم من إنسان قتيل ( چه بسيار كشتگانى كه ) [ چه بسيار انسانهاى كشته‌شده‌اى كه . . . ] شاعرى از بجيله نيز گفته است : كم من ضعيف العقل منتكث القوى * ما إن له نقض و لا إبرام « 8 »

--> ( 1 ) - همانا او كارى ناشايست انجام داد . ( 2 ) - او كارى ناپسند انجام مىدهد . ( 3 ) - او كار مىكند ، كارى ناپسند . ( 4 ) - كارى درست انجام دادم و سخنى نيكو گفتم . ( 5 ) - كار كردم ، كارى درست و سخن گفتم ، سخنى نيكو . چنان‌كه ملاحظه مىشود مىتوان صفت ( صالحا ، صوابا ، حسنا ) را به جاى موصوفشان ( عملا ، فعلا ، قولا ) قرار داد و تغييرى نيز در معنى پديد نمىآيد . يا نظير آن‌كه به جاى گفتن « مرد معلم آمد » بگوييم : « معلّم آمد . » به عبارتى موصوف را حذف كرده ، صفت را در جاى آن قرار دهيم . - م . ( 6 ) - اى آن‌كه به حقّ سخن نمىگويى ، پند دادن را به تأخير انداز و از نكوهش من دست بردار ( سرزنشت را نسبت به من كم كن ) . در اينجا نيز صفت ( غير صواب ) جاى موصوف خود ( قولا ) را گرفته است . ( 7 ) - چه بسيار كشته‌شدگانى كه خونى همپايه و همتاى آنان نيست و چه بسيار علقه‌اى كه در گرو قرار مىگيرد . آن‌گاه كه خون آن را جمع كند . و چه‌بسا كسى كه دو چشم خود را از آنچه ديگران دارند ، پر مىكند ، آن‌گاه كه كلاه‌خودى خون‌رنگ به‌سوى خون رود . ( 8 ) - چه كم‌خردان سست و ضعيفى وجود دارند كه نه قدرت نقض كارى را دارند و نه توان استحكام بخشيدن آن را .